تبليغاتX
بیا وسط
بیا وسط
جامدادیت یادت نره
بازی
نیس ما پولداریم بازی دعوتمون کردن

اگه نامرئی بودم:

۱.ماشین های همسایه هامون رو خط خطی میکردم البته همسایه های روبروییمون

۲.میرفتم توی یه نمایشگاه ماشین و یه لامبورگینی ناز رو کش میرفتم واسه خودم حالشو میبردم

۳.جالبه  توی خیابون شلوار از پای مردم بکشی پایین نههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۴.میرفتم مسکو و توی برنامه ای که گذاشتن واسه خودم میترکوندم

۵.به یکی از همکلاسیام تا میتونستم میزدم و دهنشو سرویس میکردم

۶.وسط خیابون با اعصاب مردم بازی میکردم

دیگه نمیدونم چی کار میکردم فعلا همینا تا بعد یادم بیاد

مانا

بای


لينك | نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 23:34 توسط فروغ زنگوله|
بالاخره تشریفمون رو اوردیم
سلااااااااااااااااااااااااااااام

من که طبق معمول همیشه مانا هستم

خب ما حال نداشتیم اپ کنیم میدونم دلتون واسمون تنگیده منم که وبمو حذفیدم دیگه بدتر

امتحانا هم شروع شد به سلامتی ای بخوره تو کمر اموزش پرورش

دیگه این که امروز خیلی زیبا رفتیم مدرسه هیشکی نبود برگشتیم

بعد عیدم که من و دوستان راه میریم سوتی میدیم:

سوتی های من:  اومدم بگم کفش بند دار گفتم بند کفش دار

اومدم بگم مارکش دیور هست گفتم مارکش دایوره

اومدم بگم ...... لغت گفتم .........لاغت

اومدم بگم مارک ساعتم تراست هست گفتم تروست هست

اومدم بگم فاطی گفتم فیطی

اومدم بگم انگشتر دستم کنم گفتم گوشواره دستم کنم

بقیش یادم نمیاد بعد میگم

سوتی های ویدا:

اومد بگه که با ویس حرفیدم گفت با وبکم حرفیدم

اومد بگه چه هوا هاته گفت چه هوا هوته

اومد بگه سیگن اوت گفت سینگ اوت

اومد بگه رنگش قرمزه گفت قرمزه روی م فتحه بذارین

سوتی های ساناز:

اومد بگه سونا خشک گفت خونا سشک

......................

سوتی های لیلی:

اومد بگه کقش پاشنه بلند گفت شلوار پاشنه بلند

اومد بگه مقنعتو بکش جلو گفت موهاتو بکش جلو

یقه کراوات

سوتی های دیگه هم هست که الان یادم نمیادولی بعدا میزارم

خب دیگه دلم یکم واسه وب نویسی تنگیده ممکنه دوباره وبمو راه بندازم

بابای

 


لينك | نوشته شده در سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 15:34 توسط فروغ زنگوله|
</