تبليغاتX
بیا وسط
بیا وسط
جامدادیت یادت نره
سلام

طبق معمول سرورتون مانا هستم و این فروغ کجول نمیخواد اپ کنه

خب امتحانا هنوز تموم نشده فردا هم امتحان فیزیک لغو شد اگه بدونین این جماعت کلاس ما چه کردن از اولش اینا برنامه ریختن تا وقتی راهی خونه شدن

منم که از بس خستم بود وقتی رسیدم خونه اولین کاری که کردم نشستم پای نت

فروغ اینا هم که نذری دارن و صفاسیتی و عشق و حال

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

بذارین من یه اعتراض نامه بنویسم به این اموزش و پرورش با این درسامون

اخهههههههههههههههههههههههههههههههه من نوجوون که فردا میخوام برم مهندس پتروشیمی (بابا مهندس!!!.........)شم

چرااااااااااااااا باید زیست بخونم اخه به من چه که ویتامین سی ویتامین محلول در اب هست

اخه به من چه اینا

به معلمه میگی اینا به چه درد ما میخوره میگه واسه اینده واسه اینکه مادر شدین

اخه به قول ساناز ما فردا که ازدواج کردیم البته خدا نکنه باید بزنیم تو کار بچه که هی اینا رو بخونیم

مگه میخوایم کارخونه تولید بچه بزنیم

من که میخوام بشم مهندس پتروشیمی یا میخوام ریاضی محض بخونم چون مغز من فقط ریاضی میدرکه دیوونه ریاضی ام

ساناز هم یا میشه وکیل یا مهندس پتروشیمی

سرور هم که همکار خودمه

ایییییییییییییییی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

به من چه که مفعول کجای جمله هست و به من چه اخه

حالا این هیچی میاد سوال میده زیبایی های یک گل را توصیف کنین یا پرنده ی زیبای درون قفس

من که یه چیزی نوشتم که بعد امتحان فقط دو مین داشتم به نوشته ی به حساب احساسی خودم میخندیدم یک چرتی نوشتم که بیا و ببین

حالا این فروغ یه جوری از این خانم ه (دبیر ادبیات و زبان فارسی) نمره میگیره از بس این معلم باهاش داره

من بدبخت چی که سایمو با تیر میزنه

به جان شما نباشه به جان این شیرین عقل (فروغ) سر امتحان شیمی بودیم ، بعدش خانم ه نشسته بود کنار فروغ (مراقب بود) فروغ یه دفه بهش گفت خانم نظزتون چیه که یه مجله داشته باشه مدرسه

منو میگی چنان اعصابم خورد و خاک شیر و عرق نعنا شد که میخواستم کفشمو بزنم تو فرق سرش(به تقلید از ان خبر نگار)

اخه نکبت تو اولین کسی هستی که مطلب نمیاری بعد میخوای نشریه بزنی

معلم زیست یه امتحانی ازمون گرفت که برق از سه فازمون پرید

من که مستمرم بیست بود ولی اینو گند زدم وقتی برگمو گرفتم خانم میخواست با لنگه کفشی بیفتد به دنبال ما

حالا هی معلمه اذیتم میکنه من هی میخندم

اخرش که میخواستم برم گفتم من که میخوام برم ریاضی چرا باید اینو بخونم

اقا اینو که گفتم نزدیک بود بدو دنبالم اخه معلم ما میگه من باید برم تجربی من میگم نره اون میگه بدوش

ولی خداییش معلم باحالیه و از اوناست که باسواد پرور هست یعنی میگه بچه باید باسواد باشه

یعنی ۱۰ تا باسواد برن تجربی بهتره اینه که همه برن تجربی و منم که عاشق این خلق و خو

ولی همین معلم من رو کمی به تجربی علاقمند ساخت

حالا ساید خدا زد پس کلمون شدیم داروساز

خب من خیلی حرفیدم ، برم پی کارم

گوشیم رو دزدین واسه همین ۲۴ ساعته پای نت پلاسم واسه این که داغ دلم تازه نشه واسه موبایله چند روزه همش اهنگای جواد گوش میدم

یا میشینم زبان میخونم و لواشک میخورم در همین راستا پدرمان گفت که همین که گوشیت گم شه درس بخونی

خب بعد قضیه گم شدن گوشیمو میتعریفم چون داره کم کم پیدا میشه

 


لينك | نوشته شده در یکشنبه 15 دی1387ساعت 19:58 توسط فروغ زنگوله|
</